دست کوچولوی من
ثبت لحظات شیرین
عزیزدل مامان این عکس ها مربوط به چهارماهگی شماست.یکی از لذت بخش ترین کارها برای مامانی عکس گرفتن از شماست به همین خاطر همیشه سعی می کنم دوربین و موبایل همراهم باشه که ازت عکس بندازم و فیلم بگیرم. ...
نویسنده :
nastaran
23:43
واکسن چهارماهگی
دوشنبه 30/10 من و شما و بابایی رفتیم یک مرکز بهداشتی نزدیک خونمون که برای شما واکسن بزنن.قرار بود بریم همون مرکزی که قبلا رفته بودیم چون اونجا برات پرونده تشکیل داده بودیم اما چون بابایی کار داشت نشد بریم! نازپسرم طاقت دیدن گریه هاتو نداشتم اما خوب واکسن برای سلامتیت الزامی بود. وقتی رسیدیم ما اولین نفر بودیم و رفتیم توی اتاق،خانمی که قرار بود برات واکسن بزنه چندتا سوال ازم کرد و همین طور که ما مشغول صحبت بودیم شما به اون خانم نگاه می کردی و می خندیدی.الهی قربونت برم که نمی دونستی چه خبره!!بعد شما رو خوابوندیم روی تخت و بابایی پاهای شما رو گرفت و اون خانم واکسنت رو زد.وقتی سوزن رو فرو کرد تو پات یه جیغ زدی و شروع به گری...
نکاتی مهم قبل از شروع تغذیه تکمیلی
تغذيه انحصاري با شير مادر در 6 ماه اول زندگي براي رشد و تكامل كودك از اهميت ويژه اي برخوردار است، در اين زمان تغذيه شيرخوار منحصرا با شير مادر بوده و كودك نيازي به استفاده از هيچ ماده غذايي ديگر، حتي آب ندارد و تنها شير مادر، آغوش مادر، استفاده از آفتاب، قطره ( Aو D) يا مولتي ويتامين و واكسيناسيون از ضروريات و تامين كننده بخش عمده اي از نياز هاي غذايي، جسمي، رواني و عاطفي او مي باشد. از سن 6 ماهگي به بعد شيرخوار علاوه بر شير مادر به غذاهاي سالم و مناسب، كم حجم و پرانرژي نياز دارد. اين غذاها در شروع بايد غلظتشان كمي بيشتر از شير مادر باشد و به تدريج بر مقدار، غلظت و تنوع آنها افزوده شود تا شيرخوار بتوان...
اولین غلت خوردن جوجوی ما
عزیز دل مامان بالاخره بعد از تلاش ها و تقلاهای فراوان شنبه 21/10 (سه ماه و بیست و سه روزگی) تونستی به تنهایی و بدون کمک من و بابایی غلت بخوری.الهی قربونت برم من که بازم مامانی رو با یه کار تازه کلی ذوق زده کردی... نفس مامان وقتی غلت می زنی من و بابایی کلی ذوق می کنیم و تشویقت می کنیم.فدای گل پسر فعال و با پشتگار خودم بشم من.یه عالمه دوستت دارم نفسم این هم امیرعلی مامان در حال غلت خوردن... عزیزدل مامان در حال تمرکز برای شروع کار... پسرکم همچنان تلاش می کنه و خسته نمیشه... این هم نتیجه کار... فندق مامان خوشحال شده از موفقیتی که کسب کرده،فدای لبخندت... گل پسرم خسته شد و خوابید... ...
پسر که باشی...
پسر که باشی.... پسراست دیگر.... بلندپرواز و رویایی.... گاهی از سنگ سخت تر، گاهی از گل نازک تر.... به دست می آورد و از دست میدهد... می خندد بلند و اشک می ریزد بی صدا.... اسمش را خدا نیاز گذاشته است.... باید آدمی کند... و حوایش را به هوس نفروشد... باید شکست بخورد تا عبرت بگیرد.... مسولیت دارد... باید روزی مرد بشود... و چقدر سخت که مرد، مردانگی به دنبال دارد... گاهی در بچگی مرد می شود... به تنهایی... درکوچه پس کوچه های بدبختی.... گاهی در جوانی... کنار پیرمرد سیگار فروشی که می تواند غم را از چشم بخواند... و گاهی هم در بزرگسالی... وقتی خوشبختی را از دست بدهد... وقتی غم ببیند... پسر که باشی باید شانه...
امیرعلی بازیگوش
این روزها پسرک بازیگوش ما با کارهای شیرینش زندگی رو برای مامان و باباش حسابی لذت بخش کرده. عشق مامان تازگی ها از خودت صداهای بلند درمیاری و جیغ می زنی،گاهی موقع صدا درآوردن انقدر هیجان زده می شی که آب دهانت می پره توی گلوت و به سرفه می افتی...الهی قربونت برم من. وقتی می خوام بهت ویتن بدم می خوای از دستم بگیریش و نمیذاری بهت بدم.انقدر تقلا می کنی که گاهی دستهات و صورتت رو کثیف میکنی. هر چیزی که دم دستت باشه می بری به سمت دهانت و می خوای بخوریش...پسرک شکمو... هر وقت صدات می کنم به سمت صدا برمی گردی و بهم می خندی...الهی قربونت برم که صدای مامانی رو می شناسی و واکنش نشون می دی. همچنان روز و شب رو گم می کنی و معمولا تا نیمه ه...
...
یکی از کارهای مورد علاقه فندق ما تماشای عکس ها و کلیپ های خودشه.نفس مامان وقتی عکس ها یا کلیپ هات رو بهت نشون می دیم با دقت نگاه می کنی و چشم ازشون برنمی داری،من هم از این علاقه شما استفاده می کنم و بعضی وقت ها که غر می زنی یا بداخلاق می شی و به هیچ طریقی آروم نمی شی عکس هات رو بهت نشون می دم... ...








